مقام مادر از دیدگاه بزرگان

در دنیا دو تصویر برای من زیباست، تصویر گل و تصویر مادرم.
بالزاک
تار و پود روح مادر را از مهربانی بافته اند.
امرسون
مادر شاهکار طبیعت است.
گوته
مادر سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است.
بتهوون
یک بوسه مادر من بود که مرا نقاش کرد.
رافائیل
شاید یک مادر بتواند با فرزند بالغ خود مخالفت کند اما هرگز نمی تواند در برابر کودک خردسالش که بازوان کوچکش را به سویش دراز کرده تا او را درآغوش بگیرد مخالفت کند.
ماریا فون تراپ
وقتی مردم از شغلم می پرسند می گویم: قبل از هر چیز من یک مادرم.
فرزندان شما نماینده افکارتان هستند آنان در حکم جملاتی هستند که عقاید شما را بیان می کنند.
ژاکلین جکسون
مادر واسطه ای است که از طریق وی کودک نورسیده وجود خود را به صورت یک انسان اجتماعی متحول می کند.
بیتا رانک
زمانی که یک مادر به فرزندش نگاه می کند که آرام در میان عروسکهایش به خواب رفته است، به این فکر می کند که فردایشان هرچه قدر هم زیبا باشد هرگز نمی تواند جای آن لحظه ناب را بگیرد.
ژوآن بینز
یادم می آید وقتی ساعت دو نیمه شب با صدای کودک گرسنه ام از خواب برمی خواستم از دیدار دوباره اش تمام وجودم لبریز از شادی و عشق می گشت.
مارگارت درابل
ناگهان عشق چون موجی در وجودم پیچید و وادرام کرد تا به سوی گهواره بروم و آن موجود کوچک و معصوم را در آغوش بگیرم.
روزی توماس
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست
مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست
عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک
مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید ...

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که درباره "حقوق خانواده در اسلام" ، "محبت و اعتماد" ، "مقدار مهریه" ، "اداره و سرپرستی خانواده توسط مردان" ، "حکومت مردان در خانواده" ، "توجه اسلام به آرایش و آراستگی" و ... سخن گفته است که یکی از آنها آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی است که اسلام آن را حلال دانسته اما برخی از والدین با عقاید نادرست خود با این قبیل کارهای حلال مخالفت میکنند. آنچه در ادامه میخوانید قسمتهایی از این سخنرانی است.
آرایش دختران
آرایش زن چیست؟ زن ذاتاً دوست دارد آرایش كند. و این جزء ذات زن است. متأسفانه بعضی از این حاجخانمهای پیرزن در خانه تا میبیند دخترش آرایش میكند، یا عروسش، (خنده حضار) یك تعبیرات زشتی میكند. خانم! تو پیری؟
خجالت نمیكشند، طوری نیست خجالت نكشند. مگر میخواهد بیرون برود خودش را نشان جوانها بدهد. خودش را آرایش میكند. ما زن داریم دو لیتر گریه میكند برای امام حسین(ع). اما اگر بفهمد پسرش با عروسش یك بستنی خورده كودتا میكند. (خنده حضار) روضه هفتگی، ختم انعام، ختم قرآن، همهی دعاها و نمیدانم «امن یجیب» مهرش، جانمازش اندازه یك بقچهی حمام است. اما اگر بفهمد كه این مثلاً با عروسش رفته فرض كنید حالا بگردند، دری وری میگوید. زن نژادش این است.
شما یاد بگیرید از امیرالمؤمنین(ع)، با غلامش رفتند پیراهن بخرند، پیراهن قشنگ را داد به غلامش، گفت: آقا من قنبر غلام هستم. فرمود: مگر جوان نیستی؟ خوب جوان دوست دارد شیك بپوشد. سر به سر بچهها نگذارید. در آرایش حلال، وقتی به آرایش حلال گیر دادی، آنها سمت آرایش حرام میروند. خیلی از گیرهایی كه میدهند اینها ضررش به خودشان برمیگردد.
بعضی از جوانها تا حالا چند مورد آمدند، به من گفتند: حاج آقای قرائتی من به خاطر شما یك سیلی خوردم. گفتم: چرا؟ گفته: من میخواستم آن كانال فوتبال ببینم، پدرم گفت: آن كانال قرائتی را ببینیم. من هی زدم فوتبال، او هی زد قرائتی! آخرش یك سیلی به من زد. من از همه اینهایی كه از پدرشان یا پدر بزرگشان كتك خوردند، معذرت میخواهم.
(خنده حضار) آخر این قرائتی تحمیلی درست نیست. اسلام گفته آزادی، حتی اگر آمدی پشت سر این آقا نماز خواندی، ركعت دوم آزادی! قصد فرادی كن برو. اصلاً نماز مغرب را خواندی، نماز عشا را آزاد هستی، رها كن برو. اسلام به ما آزادی داده است. اگر ما به حلالها قناعت كنیم، همهی مردم مسلمان میشوند. گیر اینكه بعضیها اسلام به آنها سنگین است، در همین نماز جمعه دیروز، نماز جمعه گذشته رفتیم، به ما گفتند: بین دو نماز صحبت كن. گفتم: سخنرانی بین دو نماز گروگان گیری است. گفت: فرار میكنند. گفتم: خوب فرار كنند. مگر میخواهی مردم را اسیر كنی؟ كم حرف بزن، خوب حرف بزنی فرار نمیكنند، حالا فرار هم كردند، كردند.
توجه به دستورات دین، نه سلیقههای شخصی
ما مثل بت پرستها در بعضی كارها هستیم. بت پرستها با دست خودشان یك بت میتراشیدند، راستش گریه میكردند. قرآن میگوید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ» (صافات/95) با دست خودت سنگ تراشیدی حالا راستش گریه میكنی؟ ماهم با دست خودمان آداب و رسوم را درست كردیم، خودمان در آداب و رسوم خودمان ماندیم.
آرایش یك ارزش است. دختر و پسرها در آرایش حلال نباید مزاحم داشته باشند. مثل اینكه یك كسی شوهرش مرده اسلام گفته چهار ماه و ده روز فاصله بگیرد. بعد از چهار ماه و ده روز، قرآن آیه دارد میگوید: اگر خانم خواست عقد كند، كسی حق ندارد جلوی او را بگیرد. آیه قرآن است. متن قرآن است. زن بیوه! خواهند گفت عجب زن بیحیایی بود. چه زود شوهر كرد. تو كه میگویی: فلان زن بیحیا است، قطعاً غیبت كردی و گناه كبیره كردی. تو گناه كبیره كردی كه گفتی فلانی بیحیا است. اما او ثواب كرد. این خانم به هوای... نه خواهند گفت: این به شوهر اولش وفادار نیست. چه كسی گفت: معنای وفا یعنی عقد نكن؟ چه كسی گفت: عقد نكن.
زنان بیوه یك چیز غلطی در سرشان است. میگوید: من میخواهم وفادار باشم. چون میخواهد وفادار باشد، ازدواج نمیكند. اصلاً قاطی كرده والله نمیدانم قاطی كرده، اینها جزء دین نیست. جزء لغت نیست. جزء قرآن نیست. بالاخره حالا من 50 سال است دیگر آخوند هستم. 15 سالگی آخوند شدم. حالا 65 سالم است. بعد از 50 سال آخوندی، 32 سال برای شما حرف میزنم.
وفا این نیست كه انسان ازدواج نكند. تقوا این نیست كه انسان برای شوهرش آرایش نكند. به خانم میگوییم: آخر این چه قیافهای است؟
یك مردی در كوچه میدوید. گفتند: كجا میدوی؟ گفت: میروم خانه زنم از عروسی میآید، چون تا از عروسی میآید، لباسهای خوبش را كنار میگذارد و آشغالهایش را خواهد پوشید. من میخواهم یك لحظهای كه لباسش را میكند، من هم یك نگاهی به این لباس بكنم. خوب این چه، كجایش مثلاً چرا چنین است؟ كه مرد باید بدود، آرزو، آه بكشد كه یكبار هم... هرچه آرایش دارید «وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن» (نور/31) آرایش مخصوص زن است. بیرون خانه آرایش نباشد.
حدیث داریم پیغمبر برای خانمهایش آرایش میكرد. پولی كه پیغمبر برای عطر میداد بیش از پولی بود كه برای غذا میداد. زن و شوهر باید چطور باشد؟ قرآن میگوید: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره/187).
بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان
یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته
کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان
از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد
مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .

ایام شهادت حضرت زهرا(س)را خدمت تمامی مسلمانان جهان تسلیت
عرض میکنم.
حجاب ، حق الله است یا حق الناس؟
«قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید، میفرماید حجاب عبارت است از احترامگزاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند؛ لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را بدون قصد تباهی جایز میداند.
شبه های که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد کرده است و بنا بر این، حجاب را نشانه ضعف و محدودیت زن میدانند.
راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند، حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم.
حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم.
حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند.
حجاب زن، حقی الهی است؛ لذا میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکند اما در اسلام این چنین نیست.
حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است.
همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد.
اگر جامعهای این درس رقت و عاطفه را ترک کرد و به دنبال غریزه و شهوت رفت، به همان فسادی مبتلا میشود که در غرب ظهور کرده است. بنا بر این کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
از اینکه قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حق الله است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.
قهرا همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصا خود زن، امین امانت الهی هستند.
زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن.
آنگاه جامعه به صورتی در میآید که شما در ایران میبینید. جهان در برابر ایران خضوع کرده است زیرا در مساله جنگ تا آخرین لحظه، صبر کرد و کاری که بر خلاف عاطفه و رقت و رافت و رحمت باشد، انجام نداد.
با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بیرحمانه بیگناهان و غیر نظامیها را مشروع کردند.
جامعه ای که قرآن بر آن حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از امور جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادران هستند.
چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت میدهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.
بنا بر این در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست، منتها باید اندیشهها قرآنگونه باشد یعنی همانگونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع کرد، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که:
«أن لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال؛ نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند.»
اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذالله ـ حجاب را یک بند بنداند و حال اینکه قرآن کریم وقتی مساله لزوم حجاب را بازگو میکند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان میفرماید:
«ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین؛ برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نشوند.» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
بر اساس مطالب ذکر شده، مرد و زن در معیارهای اصلی همتا هستند و یک سلسله مسئولیتهای اجرایی برای مرد است که اگر انجام ندهد باید وزر آن را تحمل کند، بنابراین نتیجه میگیریم که اولا آن تهمتهایی که به اسلام زده و میگویند که اسلام نیمی از جامعه را از بسیاری از حقوق محروم کرده است، نارواست.
ثانیا این تعصبات و رسوم جاهلی که از دیرباز در فرهنگ جوامع اسلامی رواج پیدا کرده است که از زن به عنوان مظهر ضعف و زبونی یاد میکنند، باید زدوده شود.
ثالثا اگر کسی احساس میکند که زن نباید از علوم و مسائل تربیتی و مانند آن که خدمات قابل عرضهای به جامعه ارائه میدهد استفاده کند، باید از این اعتقاد صرف نظر کند و علاقهمند باشد زن همتای مرد در این علوم و معارف بار یابد و به جامعه خدمت کند مگر جایی که به طور استثنا وظیفه مرد قرار گرفته است.
رابعا جمله «عاشروهن بالمعروف» اختصاصی به مسائل داخل منزل ندارد، بلکه در کل جامعه هم جاری است و مساله پنجم این است که زن در مقابل مرد، غیر از زن در مقابل شوهر است یعنی زن در مقابل شوهر باید تمکین کند اما زن در مقابل جامعه، مثل فردی از افراد جامعه است و این چنین نیست که باید اطاعت کند و در مسائل خانوادگی هم میبینیم که گاهی زن قوام و قیوم است و مرد باید اطاعت کند، همچنانکه پسر باید از مادر اطاعت کند ولو در حد بالایی از تخصصهای علمی باشد.
در پایان گرچه هنوز شبهاتی در مساله برابری زن و مرد قابل طرح است لیکن با توجه به اصول کلی یاد شده و آشنایی با خطوط اصیل نظام ارزشی در اسلام و تبیین محور سعادت و شقاوت، پاسخ آنها روشن خواهد بود.»
در امتداد خزان ، روزها زمستانی
و در غیاب شما ، آفتاب زندانی
جسارت است ولی یک سوال می پرسم
چقدر در پس پرده حضور پنهانی ؟
ببین برای شما جمعه ندبه می خوانند
نوادگان زمین خسته از پریشانی
چه وقت میرسد آقا نگاهتان باشد
برای شب زدگان آیت غزل خوانی ؟
چرا نمی رسی ای منتقم ببین امروز
به نیزه ها شده قرآن به دست شیطانی
دوباره پنجره ها ، زل زدن به غربت شهر
در انتظار شما ای طلوع پایانی
برای تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات
معنای حجاب و عفاف
حجاب واژه ای است عربی که در بستر اصلی خود کمتر به معنای پوشش زنان به کار رفته است. نتیجه تحقیق استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب» پیرامون معنایِ این واژه این است که کلمه حجاب در دو معنا استعمال می شود؛ هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده و البته اکثراً در همین معنای دوم به کار می رود. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیله پوشش است. شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد
عفاف نیز واژه ای عربی است که از فرهنگ اسلامی وارد زبان فارسی شده است. عفاف را به خود نگهداری و باز داشتن نفس از محرمات و خواهش های شهوانی، ترجمه کرده اند. ابن منظور در لسان العرب می گوید: «عفّت، خود نگهداری از غیر حلال، کار های حرام و طمع های پست است، عفّت پیشگی یعنی خود نگهداری.» راغب در مفردات می گوید: «عفّت حالت نفسانی است که مانع تسلّط شهوت بر انسان می گردد و انسان عفیف کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد.» در قاموس قرآن آمده است: «عفّت به معنای مناعت است و در شرح آن گفته اند: حالت نفسانی است که از غلبة شهوت باز دارد. پس باید عفیف به معنای خود نگهدار و با مناعت باشد.»
حی
از جمله آثار و علامات عقل [که همان ایمان است] خصلت حیا است. حیا عبارت است از ملکه انفعال و انزجار نفس از مرتکب شدن امر قبیح به جهت خوف از عار و مذمتْ و تشویش از عتاب و ملامت. و منزله آن در ادراک نمودن حق و باطل و تمیز دادن حَسَن و قبیح است. حیا همچنین انسان را از مرتکب شدن فواحش و قبایح باز می دارد به سبب غلبه نور آن و اعتدال قوه شهویّه و محو شدن ظلمت هیجان و کدورت طغیان ـ وحیا اظهر آثار و علامات عقل است.
حیا و ایمان
در احادیث، بیان این معنا را به صورت کلام ادا نموده اند و فرموده اند: «اَلْحَیاءُ مِنَ الْاِیمانِ و الْایمانُ فِی الْجَنَّةِ» یعنی حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است. پس معلوم می شود هر کس که حیا دارد در بهشت است.
و نیز فرموده اند: «الْحَیاءُ و الْاِیمانُ مَقْرُونانِ فی قرنٍ فَاِذا ذَهَبَ اَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُه؛»؛ یعنی ایمان و حیا به هم بسته شده اند در یک ریسمان، پس هر وقت که یکی از آنها رفت دیگری که صاحب و رفیق آن است تابع او می شود در رفتن. و فرموده اند که: «لا اِیمانَ لِمَنْ لاحیاءَ له» یعنی هیچ ایمان نمی باشد از برای کسی که او را هیچ حیا نمی باشد.
از این جا معلوم شد که مضمونی که در احادیث رسیده، که حیا نصف ایمان است، نصف بودن او مر ایمان را از آن جا است که ایمان مرکب است از علم و عمل و نصف آن علم است به حیا که قوه تمیزیّه است و احتمال می رود که نصف عملی که مرکب است از انجام طاعات و عبادات و اجتناب از معاصی و سیئات و اجتناب از آنها، به ملکه و قوت حیا درست نموده می شود.

آثار حیا:
نرم خویی
[برای حیاء آثاری هست مانند] لین، رأفت، سلامت، ظفر، بشاشت و سَماحت.
خصلت لین که به معنای نرمی است و ضد خشونت است، عبارت است از نرمی طبیعت این کس و شکستن نخوت و فخر، به نحوی که در محاورات و معاملات با مؤمنین و اهل فضل و کمال، سلیس و مطیع و کم خشم و مثل آب با همه کس محشور باشد و این خصلت از عمده علامات عقل [که همان ایمان باشد [است.
و نرم خویی از اوصاف انبیا و اولیا و اهل فضل و کمال است و در حدیث است که: مؤمن آن است که طبیعت آن نرم باشد و مؤمنین نرم و متواضع و فروتن می باشند. و خداوند در وصف مؤمنین فرموده است که: «اَذِلَّةٍ عَلی الْمُؤمِنینَ اَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ. (مائده، 54) یعنی با مؤمنین و اهل طاعت الله متواضع و نرم و فروتن می باشند و با کافرینْ درشت و غالب و زبر می باشند. و فرموده است که: اَشِدّاءُ عَلی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم (فتح، 29) یعنی شدید و سخت و درشتْ رفتار می باشند بر کافرین و نرمْ طبیعت و رحیمْ دل و فروتن می باشند در میان خود و نسبت به امثال خود.
رأفت
رأفت عبارت است از حقیقت و شدت رحمتْ که با کراهت باطن جمع نمی شود، به خلاف مطلق رحمت که در ظاهر و با کراهت باطن و یا به خاطر مصلحتی جمع می شود. و از این جاست که والد را بالنسبة به ولد غالبا وصف به رأفت می نمایند و خداوند در وصف پیغمبر بالنسبة به مؤمنین که والد حقیقی ایشان است فرموده که: «حَرِیصٌ عَلیْکُم بِالْمؤمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ».
مراقبه
مراقبت عبارت است از محافظت نفس نمودن و کشیک نفس داشتن مر حضور و اطلاع خداوند بر حرکات و سکنات و خطرات نفس، یعنی محافظت نمودن و کشیک کشیدن مر نفس را تا آن که به هیچ حال و به هیچ نحو و به هیچ یک از ظاهر و باطن و قلب و جوارح خود از جاده شریعت بیرون نرود و خلاف رضای خداوند از آن سر نزند، و در حقیقتْ حافظ و کشیک دارِ حرمت خداوند شده است. و همین خصلت است که مکررا در زبان عارفین تعبیر از آن به ریاضت می شود. و ریاضتی که مشروع است و این کس را زود و به اندک زمانی ترقّی می دهد و به درجه عالیه می رساند همین است لا غیر. چون که هر وقت که این حالت ملکه این کس شد، همیشه خبردار از خود و خدا می باشد و از غفلت و سهو دور می شود و با وجود شعور و تذکرْ صادر شدن لهو و لغو و معاصی از آن بسیار بعید بلکه محال است. و در این وقتْ سر تا پای این کس و ظاهر و باطن و حرکات و سکنات و خطرات، همگی مستغرق در بحر طاعت و تقرب می گردد و به حالت اخلاص ظفر می یابد.
مراقبه و محاسبه
اگر کسی طالب مرتبه و وصول به درجه عالیه و فوز به جوایز و عطایای خداوند باشد هر آینه راه وصول و ریاضت و سلوک همین [مراقبه] است لاغیر. لکن باید دانسته شود که مراقبت نمودن محاسبه را می باید. یعنی آن که هر روزه وقتی برای خود قرار دهد و وقت عصر که آخر روز است بهتر است و محاسبه نفس خود را در تمام حرکات و سکنات و خطر بنماید. پس اگر همه را طاعتْ و موافق رضای خداوند بوده است و کرده است، هر آینه، توفیق را از خداوند بداند و به عِوضْ عُجْب و فخر و از خود دیدن و از خود رضا شدن، تواضع و شکر و از خدا دیدن و از خدا رضا شدن به عمل آرد و تضرّع نماید که خداوند این حالت و توفیق و هدایت را از آن سلب نفرماید.
و اگر بعضی از [اعمال وی] معصیت و برخلاف رضای خداوند است، پس نفس را موعظه بنماید و به عوض آنها نفس را امر به طاعات و کفارات بنماید تا آن که متأدب و منزجر گردد و معلوم نماید که سبب صدور این معصیت چه بوده است. و بعد از یافتن سبب آن در صدد قلع و قمع آن برآید و متذکر باشد که فردا روی به آن سبب نیارد، و هر روز به این منوال که از صبح تا شام به مراقبت و در عصر به محاسبه مشغول باشد عمل نماید.
سلامت و ظفر
سلامت، عبارت است از سالم ماندن نفس از محنت و بلیّه حیرت و نجات یافتن از اضطرابات و وساوس شیطانی و رسیدن در امر دین خود به عالم امن و اطمینان، و ظفر عبارت است از رسیدن به خیرات و نُصرت یافتن بر نفس و شیطان.
گشاده رویی
بشاشت، عبارت است از گشادگی صورت و خوش رویی و خوش برخوردی با مؤمنین و اهل فضل و کمال. این خصلت از لوازم عقل و ایمان است و هر مؤمنی چنین می باشد و حدیث «اَلْمُؤمِنُ هَشّاشٌ بَشّاشٌ» مشهور است، یعنی مؤمن نرم و گشاده روی و خندان می باشد و پیغمبر صلی الله علیه و آله وصیت فرمود مردی را و از جمله وصایای آن جناب این بود که فرمود: «اَلْقِ اَخاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ» یعنی برادر دینی خود را به روی گشاده ملاقات نما.
شخصی به امام جعفر صادق علیه السلام عرض نمود که حَدّ حُسْن خلق چه چیز است؟ فرمودند: نرمی زبان و خوشیِ کلام و ملاقات نمودن برادران دینی به گشادگی روی. خلاصه، حُسْن خُلقی که در احادیثْ بسیار وارد شده و فضیلت آن از حد گذشته است حتی این که فرمودند که در قیامت چیزی در میزان گذارده نمی شود که بهتر از حُسن خُلق باشد. و فرمودند: که از برای صاحب حُسن خلق مثل اجر روزه دار و شب زنده دار [می باشد]؛ و [آنچه] موجب معموری دِیار و مزید اعمال و موجب قرب به خدا و خلق و جَنّت و بُعْد از جهنم است عبارت است از همین بشاشت و [گشادگی] روی و خوش کلامی و خوش برخوردی با مردمان.
گشایش در بخشش
سماحَت به معنای جود و کرم و مساهله نمودن در عطیه است و بذل نمودن به دلْ خوشی است چیزهایی [را] که واجب نباشد. و از این جاست که در احادیث وارد شده است که: «السَّماحَةُ الْبَذْلُ فِی العُسْرِ و الیُسْر» سماحت آن است که در حال عُسر و تنگی و یُسر و فراخی هر دو، بذل و عطا بنماید.
بیا دوباره پاک کن ز جاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را
تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن ز دل حدیث انتظار را
![]()
اغاز امامت گل زیبای نرگس بر چشمان منتظران
مبارک باد
![]()
الگوی دختران جوان در قرآن
جوانی فصل شورانگیز زندگی و مظهرنشاط و سازندگی است. روح لطیف و قلب ظریف جوان، جلوهی زیبای آفرینش و صحیفهی مصفّای هستی است.
با سپری شدن ایام كودكی و ورود به دنیای نوجوانی و سپس جوانی، اشتیاق و تلاش جوانان برای شناخت خود و پایهگذاری صفات شخصیتی و هویت منسجم چندین برابر میشود.
جوانی دوران تكوین شخصیت است و به فرموده حضرت علی(ع)، ضمیر نوجوان همچون سرزمینی مستعد و آمادهی كشت، هر بذری را كه در آن كاشته شود، میپذیرد و بسیاری از ویژگیهای شخصیتی انسان از این دوران سرچشمه میگیرد:
... انّما قلب الحدث كالأرض الخالیة ما ألقی فیها من شیءٍ قبلته....
...به درستی كه قلب نوجوان همچون زمین ناكشته است. هرچه در آن افكنند، آنرا میپذیرد....
نوجوانی و جوانی دوران الگو یابی و الگو گزینی است. در دوران شكلگیری شخصیت، چگونه بودن یا چگونه شدن را الگوها به نوجوانان و جوانان ارایه میدهند. پس توجه به این موضوع بسیار مهم و ضروری است؛ هم برای پدر و مادر و مربیان گرانقدر و هم برای خود نوجوانان كه از احساسات بیشتر بهره میگیرند.
جوانانی كه ارزشهای معنوی، دینی و اخلاق نیز برایشان مهم است، الگوهای خود را در میان شخصیتهای مذهبی و اخلاقی میجویند. جوانانی كه قدرت بدنی، جمال ظاهری، ثروت و امثال اینها برایشان مهم است، از افرادیكه در این زمینهها مطرح هستند، پیروی میكنند. بنابراین، یكی از راههای بسیار مهم تربیتی، توجه به این ویژگی و تلاش برای معرفی كردن الگوهای مناسب به جوانان است. برای این منظور چه زیباست كه به چشمه جوشان فیض الهی؛ یعنی قرآن كریم مراجعه كنیم و با شناسایی الگوهای رفتاری مناسب، آنها را به جوانان عزیزمان كه قلب با صفایشان سرشار از نور معنویت و فضیلت طلبی است، ارایه كنیم، همچنانكه پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است:
اوصیكم بالشباب خیراً فانّهم ارقّ افئدة....
به شما سفارش میكنم تا در مورد جوانان به نیكویی رفتار كنید؛ زیرا قلبهایی رقیق و نفوذ پذیر دارند....
ادامه مطلب...

